X
تبلیغات
رایتل

شاعرانه
خاطرات..شعر.. دل نوشته..
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 56724







بیش از چند دقیقه از رفتنش نمی گذرد و من به امید دوباره دیدنش روزمره ی خود را  

سپری میکنم. 

  

می ترسم  

ترس از روزهای آینده ، آینده ای که باید آن را بدون او بگذرانم .    

 

و می دانم 

روزهای با او بودن دیر یا زود به پایان می رسد.   

 

اینها واقعیت هایی انکار ناپذیرند.............. 

 

 ولی من نمیخواهم با فکر کردن به واقعیت هایی که در آینده با آن مواجه خواهم شد  

زندگی کنونی ام را لبریز از غم کنم.   

میخواهم با واقعیتی که هم اکنون وجود دارد زندگی کنم. 

 

میپرسید غیر از این کدام واقعیت میتواند وجود داشته باشد؟؟؟؟؟  

 

و من در جواب میگویم:   

درست است که چند لحظه از رفتنش میگذرد اما هنوز عطر وجودش را در کنارم  

احساس میکنم.......   

 

 

هنوز دست نوشته ای که از او به یادگار گرفته ام تازه است و میشود گرمی دستانش را  روی آن حس کرد.  

 

و همینطور او زمان وداع به من گفت که به زودی یکدیگر را خواهیم دید و این امید  

بخش روزهایی است که تا دیدار دوباره اش باید آنها را سپری کنم.  

 

 

آری اینها واقعیت های زندگی کنونی من با اوست و من میخواهم با این واقعیت ها به زندگی ام ادامه دهم. 

 

[ یکشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1389 ] [ 06:20 ب.ظ ] [ صفورا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.