X
تبلیغات
رایتل

شاعرانه
خاطرات..شعر.. دل نوشته..
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 56724







ماه رمضون خیلی زود تموم شد و دلم برای حال و هواش تنگ میشه ....

اما خوشحالم!!!!! 

چون با تموم شدنش و اومدن عید یه عیدی دوستداشتنی از دوستداشتنی ترین  

مرد دنیا گرفتم!!!! 

امروز بابایی رفت مهمانسرای حرم و وقتی برگشت یه جعبه ی طلایی خوشگل بهم 

داد اول فکر کردم یکی از دوستان عیدی داده درشو باز کردم دیدم یه عطر خوشبو  

یه گردنبند قلب یه تسبیح خوشگل و یه ۲هزار تومنی توشه پرسیدم اینو کی داده 

گفت یکی از مهمونا وقتی داشت از مهمانسرا میرفت اینو بهم داد منم بدونه اینکه توش 

رو نگاه کنم گفتم بیارمش برای تو... انگار از اولم برای تو بوده!!!! 

آره اون عیدی ماله من بود... 

من که همین چند روز پیش توی فکر این بودم که یه گردنبند با زنجیر کوتاه واسه  

خودم بگیرم.... 

ماله من بود که همین دیروز پول تو جیبی هامو شمردم و به مامان گفتم دو هفته است  

به من پول تو جیبی ندادین و پول تو جیبی دو هفته ی من ۲هزار تومن میشه.....  

آره اون عیدی از طرف امام رضا بود برای من.... 

به دل مهمونش انداخت تا اون جعبه رو بین اونهمه آدم به بابای من بده..... 

کسی که خیلی وقتا به یادش نبودم اما اون همیشه بیادم بود و تنهام نذاشت .... 

کسی که بهش بدکردم اما اون همیشه مثل یه پدر مهربون بهم لطف داشت... 

امام خوبی ها و مهربونی ها ؛ دوستت دارم.....

[ شنبه 20 شهریور‌ماه سال 1389 ] [ 12:55 ق.ظ ] [ صفورا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.