X
تبلیغات
رایتل

شاعرانه
خاطرات..شعر.. دل نوشته..
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 56676







باز شد اول مهر باورم نمیشه دوباره درس و دانشگاه شروع شد دوباره سرمای هوا  

شروع شد دوباره یه سال جدید از زندگیم شروع شد دو روز دیگه تولدمه آخرین باری  

که واسم تولد گرفتن رو یادم نمیاد ولی آخرین باری که یادشون بود فک کنم ۶ سال 

 پیش بود... 

خب دیگه امسالم که خواستم خودم واسه خودم تولد بگیرم که به سلامتی کنسل شد  

چون وقت ندارن تشریف بیارن اینم از کم شانسی منه اشکال نداره ....  

 گاهی دیگه هیچی واسم اهمیت نداره نمیدونم چرا اما بی خیاله همه چیز میشم چون یه  

 زمانی همه چیزو جدی میگرفتم یه زمانی به همه چیز اهمیت میدادم اما هیشکس به من  

 اهمیت نداد پس من چی؟؟؟؟؟؟؟ 

مگه من از بقیه چیزی کم دارم  

حرفام شاید جالب نباشه اما حالا که بیخیال شدم و فکرمو مشغوله دیگران نمیکنم راحت ترم  اینجوری اذیت نیستم  

تنها بدیش اینه که لذت خاصی واسم وجود نداره که اینو ترجیح میدم به لذتهای لحظه ای  

و بودن لحظه ای تو....   

[ شنبه 1 مهر‌ماه سال 1391 ] [ 12:12 ب.ظ ] [ صفورا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.